X
تبلیغات
تمدن ، مشاهیر ، آثار تاریخی و ارگ بم - کشف اجساد نوزادان مومیایی در دیواره های ارگ قدیم بـــم
بگذاریم تا بـــم خاطـــره شود نه افسانه

 کشف اجساد نوزادان در دیواره های ارگ قدیم بـــم ، بعد از زلزله !

 به گفته کارشناسان ، در زلزله دیماه ۸۲ در بــم ، 80درصد از بافت مسکونی شهر تاریخی بم خسارت دید . از ارگ تاریخی بم هم تنها 20 درصد بناها به‌صورت مخروبه باقی ماند و 80 درصد دیگر از تاریخ و معماری ایران  به آوار تبدیل شد.

شهر تاریخی بم 2بافت مرده و زنده داشت ؛ بافت تاریخی زنده را شهروندانی در اختیار داشتند که صبح زلزله ، دیگر صدایی از آنها زیر آوارهای سنگین خانه‌های گلی و تاریخی شنیده نشد.

تخریب شدن بافت تاریخی ارگ بم که باستان‌شناس‌ها از آن با عنوان  « بافت مرده »  یاد می‌کنند ، غبار از اتفاق‌های یک برهه از تاریخ ایران زدود . بررسی‌هایی که تا پیش از آن ، امکان انجام آنها وجود نداشت، اکنون با تخریب شدن ارگ منجر به شناسایی داده‌هایی شد ، که از منظر باستان‌شناس‌ها قابل توجه بود.

 مومیایی‌های طبیعی ، شامل اجساد دفن شده در دیواره‌های تاریخی ارگ ، پس از زلزله از دل حصار تاریخی بیرون زده بودند .

 نکته جالب این استکه دفن‌شد‌گان در دل دیوارهای تاریخی ، به‌دلیل شرایط خاص آب و هوایی و خشک بودن منطقه ، به شکل مومیایی‌های طبیعی ، حفظ شده اند . به موجب آنچه باستان‌شناس‌ها می‌گویند مومیایی طبیعی به کالبدی گفته می‌شود که بدون استفاده از ماده شیمیایی خاص و تنها به دلایل محیطی حفظ می‌شود

. مومیایی‌های طبیعی به ندرت در ایران یافت می‌شوند و نمونه بارز آنها به‌عنوان مردان نمکی در خاکبرداری‌های معدن چهرآباد زنجان یافت شد، ولی در موضوع مومیایی‌های طبیعی درون دیوارهای تاریخی ارگ بم ، آنچه نگاه باستان‌شناس‌ها را به‌خود جلب کرده بود ، میانگین سنی آنها بود.

میانگین سنی یافته‌های باستان‌شناس‌ها یکسان بود و همین موضوع توجه آنها را به‌خود جلب کرده بود.

باستان‌شناس‌ها ، روزهای نخست پس از زلزله حدود 60 نمونه از نوزادان یافته شده را شناسایی و محل دقیق یافتن آنها را روی نقشه باستان‌شناسی ارگ بم علامتگذاری کردند.

 در همان بررسی‌های اولیه ، آنها متوجه شدند که پراکندگی مومیایی‌های طبیعی در قسمت‌های غربی و شرقی حصار خارجی ارگ بم نسبت به سایر قسمت‌ها بیشتر است . یافته‌‌ها بهتر بود که در محیط طبیعی خود حفظ می‌شدند . بنابراین باستان‌شناس‌ها تنها نمونه‌های در معرض تخریب را از دیواره‌های ارگ بیرون آوردند و باقی را در همان زمینه اصلی خود و در دیوارهای ارگ تاریخی نگهداری کردند .

کاوش باستان‌شناسی :

گروه پژوهشی « قوم‌باستان‌شناسی » بم که 40روز پس از زلزله و تحت مدیریت و حمایت پروژه بزرگ ارگ بم در حال بررسی « قوم‌باستان‌شناختی » شهر بم و زمینه زنده بود ، سال 87 و در حالی که 5 سال از زلزله می‌گذشت اقدام به بررسی مجدد تعدادی از نمونه‌های شناسایی شده در ارگ بم کرد . هدف از بررسی و کاوش مجدد اجساد نوزادان که به‌صورت مومیایی درآمده بودند ، تمثیل قبرستان‌های زمینه مرده و زنده در شهر بم بود .

در نخستین شماره از سالنامه ارگنامه که  2 سال پس از زلزله و در سال 84  منتشر شد ، تفسیرهایی از نوزادان یافته شده ارائه شد که بر یک نکته تأکید داشت : « دفن کودکان در شرایط اضطراری در حصار بم».همین پیش‌فرض اولیه کافی بود تا « قوم باستان‌شناس‌ها » نسبت به شناسایی دوباره بقایای انسانی به‌جای مانده از تاریخ ارگ بم ترغیب شوند. دکتر « اسکندر مختاری » مدیر وقت پروژه بزرگ ارگ بم در تابستان سال 87  به یک تیم 5 نفره از باستان‌شناس‌های  ایرانی ، متشکل از  3کارشناس ارشد ، یک دانشجوی دکتری و یک دارنده دکتر ی تخصصی باستان‌شناسی اجازه پیگردی مجدد داد. پیگردی‌های دوباره منجر به شناسایی 28 اسکلت و مومیایی طبیعی، شامل 2مومیایی بزرگسال و 26مومیایی نوزاد شد.

یافته‌هایی درون خشت‌ها  :

کودکانی که مومیایی طبیعی آنها شناسایی شد در 2گروه کلی درون خشت‌ها و کنار خشت‌ها جای می‌گرفتند.

بررسی‌های باستان‌شناس‌ها مشخص کرد که مومیایی‌های قرار گرفته درون خشت‌ها، زیر 6‌ماه و بسیار کوچک بوده‌اند و بالاترین نمونه، 60سانتی‌متر قد داشت.

مومیایی‌های نوزاد همگی در یک پارچه پیچیده شده‌ بودند. گزارش باستان‌شناس‌ها، جهت قرار گرفتن مومیایی‌ها را متفاوت ذکر کرد. به‌نظر می‌رسد که به‌دلیل کمبود جا و شرایط حصار توجه چندانی به جهت قرار گرفتن اجساد نشده است.بیش از نیمی از اجسادی که به‌صورت طبیعی مومیایی شده بودند پس از وقوع زلزله و شکسته شدن خشت‌های  ارگ بم دچار هوازدگی شده و تجزیه شده بودند. بررسی‌های بعدی نشان داد که برخلاف آنچه در سالنامه ارگنامه منتشر شده ، مومیایی‌های طبیعی به دوران صفویه تعلق دارند.

همچنین به‌رغم بحث‌هایی که تا آن زمان شده بود، کاوش‌های باستان‌شناسی و بررسی‌های علمی نشان داد که نوزادهای مومیایی نه در شرایط اضطرار که در شرایط کاملا عادی و برحسب یک سنت فرهنگی در میان خشت‌های حصار ارگ دفن شده‌اند. نظم و تکرار شوندگی شیوه تدفین، قرار دادن اجساد در میان پارچه و همچنین حمل آنها تا محلی مرتفع ، بیانگر زمانی بود که برای انجام مراسم تدفین در میان حصارهای خشتی ارگ صرف شده بود ؛ زمانی که معمولا برای برگزاری مراسمی این چنینی در شرایط اضطراری صرف نمی‌شده است.

معمای باستان‌شناسی :

معمای دفن این چنینی نوزادان ، راهی جز انجام آزمایش ژنتیک برای باستان‌شناس‌ها نگذاشت. تیم باستان‌شناسی ، انجام آزمایش ژنتیک روی مومیایی‌ها را به یک کارشناس ارشد در دانشگاه شهرکرد سپرد. آزمایش ژنتیک نشان داد که نوزادان شناسایی شده ، دارای نژاد هند و اروپایی با جنسیت مذکر هستند.

یافته‌های جدید موضوع مومیایی‌ها را پیچیده‌تر کرد به‌طوری که علاوه بر پرسش در مورد چگونگی و چرایی دفن اجساد در میان حصار تاریخی ، موضوع یکدستی جنسیت‌ها نیز برای باستان ‌شناس‌ها مطرح شد.

انگیزه دفن‌کنندگان سؤال بعدی باستان‌شناس‌ها بود که باید پاسخی برای آن پیدا می‌شد.

تیم باستان‌شناسی که وظیفه شناسایی و کاوش‌ تخصصی حصار تاریخی بم را داشت تاکنون پاسخی برای این سؤال پیدا نکرده اند .

  در گزارش نهایی خود چنین روایت کرد : « بررسی داده‌های تاریخی و متون نوشتاری در زمینه شیوه‌های تدفین در دوره‌های مختلف ، تاکنون نتوانسته کلید چنین شیوه تدفینی را به ما ارائه دهد . به‌نظر می‌رسد جز با آزمایش‌های اپیدمیولوژی ، ویروس‌شناسی و سی‌.تی.اسکن ، آن‌هم بــه روش بــاستان‌شناسی جنایی (forensic archaeology) امکان فهم و خوانش داده‌ها فراهم نشود ؛ امکانی که با مرمت حصار ارگ و قرارگیری حجم سنگین خشت‌ها روی ان تقریبا رو به صفر میل کرده است . »

http://www.hamshahrionline.ir/news-121650.aspx 

+ نوشته شده در  جمعه 1388/02/11ساعت 6:30  توسط ارِِِِِِِِِکیــــــــــــده  |